ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
727
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
داد و او را چنان كه بود بر ابلستين امارت داد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . آمدن كمشبغا از حلب پيش از اين گفتيم كه كمشبغا الحموى رئيس نوبت بيبغا بود و در طرابلس نيابت داشت . سلطان او را عزل كرد و در دمشق به زندان كرد . چون الناصرى بر دمشق مستولى شد او را از بند برهانيد و كمشبغا همراه او به مصر رفت . چون الناصرى ولايت ممالك شام و اعمال آن يافت ، كمشبغا را در اواسط سال 771 به جاى خود امارت حلب داد . چون سلطان برقوق از محنت رهايى يافت و قصد دمشق نمود - چنان كه گفتيم - كمشبغا فرمانبردارى خويش اعلام نمود و گفت كه همواره پيرو فرمان او خواهد بود . آنگاه دعوت سلطان در حلب و متعلقات و اعمال آن آشكار كرد . چون سلطان لشكر به دمشق برد و آنجا را در محاصره گرفت ، كمشبغا براى يارى او هر چه نياز داشت برايش روانه نمود . سپس خود با لشكر حلب به ياريش شتافت و ما يحتاج او را به لشكرگاهش حمل كرد و نقايص كارش را بر طرف نمود و چونان پادشاهى فرمانروا با او رفتار كرد . سلطان از مساعى او سپاس گفت و وعده داد كه پس از پيروزى اتابكى مصر را به وى خواهد داد . چون واقعهء شقحب اتفاق افتاد ، كمشبغا به حلب گريخت و در آنجا موضع گرفت ، تمارتمر اتابك منطاش چند ماه او را در محاصره داشت . چون منطاش از دمشق به نزد عربها گريخت ، تمار تمر نيز دست از محاصره حلب برداشت . آنگاه واقعهء چوپانى روى داد و كشته شدن او . منطاش و نعير به حلب رفتند و آنجا را مدتى محاصره نمودند . سپس ميان آن دو خلاف افتاد و منطاش به بلاد تركمانان گريخت و نعير به سلميه بازگشت و از سلطان امان خواست و به فرمان او درآمد . در اواسط ماه شوال . چون آنان حلب را رها كردند كمشبغا در حلب ، از قلعه فرود آمد و خرابيها را آبادان نمود و بانقوسا را ويران نمود و مردمش را قتل عام كرد و به تعمير باروهاى حلب پرداخت و رخنهها و روزنهايى كه از عهد هلاكو در آن پديد آمده بود بگرفت . مردم حلب براى اين كار هزار هزار درهم گرد آوردند و به او دادند . كمشبغا پس از سه ماه ، كار بارو ، به پايان آورد . چون كار سلطان برقوق استقامت يافت و امور دولتش به نظم آمد ، در ماه ذو الحجهء سال 792 او را فراخواند و قرادمرداش را كه در طرابلس بود به حلب منتقل كرد و اينال الصغير را به جاى او به طرابلس فرستاد . كمشبغا از حلب برفت و در نهم صفر سال 793 به قاهره رسيد . سلطان برقوق از آمدن